سفارش تبلیغ
صبا








با داداشش دعوام شد..
آخه فهمیده بود من دوستش دارم,با رفیقاش تو دبیرستان
دور من جمع شدن منم به دوستام گفتم هیچکس حق نداره بیاد جلو،اولین مشت رو زد تو چشمم و من فقط دفاع کردم دومیش رو به اون چشمم زد و من فقط و فقط دفاع کردم دریغ از ضربه ای....خلاصه اینقد زد که از دماغم خون می چکید و چشمام کبود شده بود....فرداش منو دید و چشمای کبودم رو بوس کرد و گفت بی عرضه حداقل تو هم یه مشت تو صورتش میزدی و من فقط بهش خندیدم.....
آخه روم نشد بهش بگم" چشماش خیلی شبیه تو بود"
 

عشق یعنی این!!!!

 


نوشته شده در ساعت توسط sayda نظرات ( ) |



پسرخاله: کیک مسموم بود خودم همش و خوردم تهنای تهنا؛


مجری: چرا ننداختی دور؟


پسر خاله: خوب مورچه ها میخوردن، به مورچه که نمیشه سرم وصل کرد


"معرفت فقط معرفت پسرخاله"


نوشته شده در ساعت توسط sayda نظرات ( ) |



نیم کیلو باش ، ولی

.
.
.

پسته باش !

 


ازدواج سال 92:

طرف دوماد:

پراید صفر آوردیم / دختدرتون و بردیم

طرف عروس:

پراید صفر ارزونیتون / پسته بیارین برامون

 



یک شباهت اساسی بین مهندس های کامپیوتر و دکترها هست و اونم اینه که از هر چی سر در نمیارن

می گن ویروسه !!

 


پیشاپیش مرگ خودمو در یکی از زلزله های ایران تسلیت میگم!!

 



اینایی که به اینترنت اکسپلورر احترام نمیزارن !
همونان که پدر مادراشونو بعدها میفرستن خونه سالمندان

 

تنهایی یعنی

یه پر از تو بالشتت دربیاری

ولی هیشکی نباشه بکنی تو دماغش

 

 


نوشته شده در ساعت توسط sayda نظرات ( ) |




صـبر کن، این تــمام حرفــم نیــست

تـــونباید دعای مـن باشی

از خـدا خواستم، مـوافق بود

مـیـتوانی خــدای من باشی…


نوشته شده در ساعت توسط sayda نظرات ( ) |



تمام شد...

این هم از "خیالت" بردار و برو...

شاید باز بخواهی به کسی "هدیه اش" بدهی... سال دیگریست امسال!!!


نوشته شده در ساعت توسط sayda نظرات ( ) |



میلاد دختر پیغمبر حضرت کوثر رو به همه ی مادران تبریک میگم مخصوصا مادر خودم..

 

 

mother day

 


مادر، تو شکوفاتر از بهار، نهالِ تنم را پر از شکوفه کردی و با بارانِ عاطفه های صمیمی، اندوه های قلبم را زدودی و مرهمی از ناز و نوازش بر زخم های زندگی ام نهادی. در «تابستان»های سختی با خنکای عشق و وفای خویش، مددکار مهربان مشکلاتم بودی تا در سایه سارِ آرامش بخش تو، من تمامی دردها و رنج ها را بدرود گویم. با وجود تو، یأس دری به رویم نگشود و زندگی رنگ «پائیز» ناامیدی را ندید. تو در «زمستانِ» مرارت های زندگی، چونان شمع سوختی تا نگذاری رنجش هیچ سختی ستون های تنم را بلرزاند. مادر، ای بهار زندگی، شادترین لبخندها و عمیق ترین سلام های ما، همراه با بهترین درودهای خداوندی، نثار بوستان دل آسمانی ات باد.


نوشته شده در ساعت توسط sayda نظرات ( ) |



بعضی وقتهــآ...

          از شدت دلتنگیــــ ،
 
                      گریهــ کهــــ هیچ...!!!

                                  دلــ♥ــَت می خــوآهــَد ؛

                                             هــآی هــــآی بمیــــری...!

 


نوشته شده در ساعت توسط sayda نظرات ( ) |



امـشبـ هـیچـی نـمے خـوآهـم !

نـه آغـوشـتـ رآ

نـه نـوازش عـآشقـآنـه اتـ رآ

نـه بـوسـه هـآے شـیریـنتـ...

فقـطـ بـیـآ

مےخـوآهـم تـآ سحـر بـه چشـمـآن زیبــــایتـ خیـره بـمــآنـم

هـمیـن کـآفـی استـ

بـرآے آرامـش قلبـــ بــی قـرآرم

تـو فقـط بـیــآ . .
.

 

 


نوشته شده در ساعت توسط sayda نظرات ( ) |



 

 

 

هـــــــر نفـــس ،

درد اســـت که میکشـــم !!!

ای کــاش یا بـــــــــــودی ،

یـــــا اصـــلا نبودی !!!

ایـــــن که هســـتی

و کنــــارم نیســــتی ...
دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد . . . .

 

 



 


نوشته شده در ساعت توسط sayda نظرات ( ) |





Design By : ParsSkin.Com


پناه خیال


برچسب‌ها:
[ دوشنبه 97/5/1 ] [ 12:37 صبح ] [ ] [ نظر ]